الفتال النيسابوري ( مترجم : محمود مهدوى دامغانى )
264
روضة الواعظين و بصيرة المتعظين ( فارسي )
عزيزان من ! پدر بزرگتان خواب است . اكنون برگرديد و ايشان را راحت بگذاريد تا بيدار شوند و سپس برگرديد . گفتند : براى ما كه زحمتى نيست . حسن ( ع ) كنار دست راست و حسين ( ع ) كنار دست چپ پيامبر ( ص ) دراز كشيدند و خوابشان برد . و همين كه آن دو را خواب در ربود فاطمه ( ع ) بازگشت . آن دو پيش از آنكه پيامبر ( ص ) بيدار شوند بيدار شدند و از عايشه پرسيدند : مادرمان كجاست ؟ گفت : همين كه شما خوابيديد او به خانهء خويش برگشت . ( 1 ) امام حسن و امام حسين در آن شب كه سخت تاريك بود و رعد و برق داشت و رگبار باران به تندى مىباريد از خانهء عايشه بيرون آمدند . پيشاپيش آنان نورى درخشيد و آن دو در پناه همان نور حركت مىكردند ، در حالى كه امام حسن با دست راست خود دست چپ امام حسين را گرفته بود . و ضمن حركت با يك ديگر سخن مىگفتند تا آنكه به نخلستان بنى نجار رسيدند . آنجا سرگردان شدند و راه را گم كردند و نمىدانستند به كدام سو بروند . امام حسن به امام حسين گفت : ما سرگردانشدهايم و نمىدانيم از كدام راه بايد برويم . تو موافقى كه همين جا بمانيم و بخوابيم تا صبح شود ؟ امام حسين گفت : آنچه مىخواهى و صلاح مىدانى انجام دهيم . همان جا دراز كشيدند و دست در آغوش يك ديگر نهادند و خوابيدند . ( 2 ) پيامبر ( ص ) از خواب بيدار شدند و در جستجوى آن دو برآمدند و به خانهء فاطمه ( ع ) رفتند كه آنجا نبودند و پيامبر ( ص ) پياده حركت فرمودند و مىگفتند : پروردگارا ، سرور من و خداى من ! اين دو نوهء من از سختى و گرسنگى از خانه بيرون رفتهاند . پروردگارا تو خود وكيل من بر آن دويى . پرتوى براى پيامبر ( ص ) آشكار شد و ايشان در پى آن حركت مىكردند تا به نخلستان بنى نجار رسيدند كه آن دو دست در آغوش يك ديگر درآورده و خوابيده بودند . آسمان فقط همان جا كه آن دو خفته بودند همچون طبقى خالى از ابر بود و در نقاط ديگر باران بسيار تندى مىباريد كه مردم چنان بارانى نديده بودند و حال آنكه يك قطره باران هم بر آنان نمىباريد . مار بزرگى كه موهايى همچون نىهاى بيشه داشت و دو بال داشت كه با يكى حسن و با ديگرى حسين را پوشانده بود و از آن دو مواظبت مىكرد . ( 3 ) همين كه چشم پيامبر ( ص ) به آن دو افتاد سرفهيى فرمود و آن مار خود را كنار كشيد و گفت : پروردگارا ! تو و فرشتگانت را گواه مىگيرم كه اين دو فرزند رسول ترا حفظ كردم و آن دو را سالم و درست به او سپردم . پيامبر فرمودند : تو از چه